آکادمی مدرسان سواد اطلاعاتی
با راه‌بلد کردن دانشجویان، کلاس درستان را مولد کنید

یک مسئله واقعی چگونه پژوهش می‌شود؟

در کانال تلگرام کیمیاگران پژوهش پستی گذاشتم با این مضمون:
مسئله در پژوهش چیست؟
مسئله یک وضعیت نامطلوب است
که به دلیل نبود “دانش کاربردی”
درباره “موضوعی مشخص”
در “بافتی مشخص” به وجود آمده.

دوستی پرسیدند:
شما مساله “اشتغال” را با این تعاریف، تعریف پژوهشی بفرمایید ممنون

و پاسخ من:
مسئله اشتغال توسط علوم و رشته‌های مختلف قابل بررسی است.

گام نخست این است که مشخص کنید:

از لنز چه رشته و چه موضوعی می‌خواهید به این مسئله بپردازید:

رشته جامعه‌شناسی؟ روان‌شناسی؟ دین؟ اقتصاد؟ مدیریت؟ و …

و اینکه منظورتان از اشتغال چیست؟ آیا می‌خواهید به چالش‌های بیکاری بپردازید؟ آیا تمرکزتان بر استخدام و اشتغال‌زایی است؟ و …

باید مسئله اشتغال را باز کنید و مشخص کنید چه چیز اشتغال را می‌خواهید پژوهش کنید و از چه منظری می‌خواهید به آن بپردازید؟ از منظر کارفرما؟ کارجو؟ سیستم و سیاست‌های استخدامی (دولت)؟ و ….

و برای اینکار با به دو چیز مسلط باشید: بافت و موضوع پژوهشتان

۱- باید به بافت پژوهشتان مسلط باشید تا بتوانید در بافتی مشخص بگویید

منظورتان از مسئله اشتغال چیست؟

چرا به وجود آمده؟

چه علائم و شواهدی وجود دارند که می‌گویند اصلا مسئله‌ای وجود دارد؟ (و باید به این شواهد در بخش بیان مسئله پژوهشتان رفرنس دهید)

۲- و هم باید به موضوع پژوهشتان مسلط باشید که معمولا مدل،‌ نظریه، یا مفهومی مشخص است که می‌خواهید از آن لنز، مسئله اشتغال را کالبدشکافی و علت‌یابی کنید و برایش راه‌حل‌ ارائه دهید.

یعنی باید بدانید موضوع (مدل یا نظریه) مدنظرتان چگونه به فهم و حل مسئله اشتغال کمک می‌کند؟ به فهم یا حل چه مسائلی کمک کرده؟ چگونه؟

به عبارتی باید دانش بافتی و موضوعی داشته باشید.

با دانش بافتی می‌توانید دقیقا بگویید در چه بافتی دارید درباره مسئله اشتغال صحبت می‌کنید و منظورتان از اشتغال چیست. و ثابت کنید که مسئله‌ای وجود دارد.

با دانش موضوعی می‌توانید مثل یک متخصص مسئله را علت‌یابی کنید، برای مسئله و دلیل به وجود آمدنش فرضیه علمی بسازید (که شامل متغیرهای وابسته و مستقل هستند) یا پرسش‌های اکتشافی دقیق طرح نمایید.

پرسش اکتشافی دقیق حول محور متغیرها و سازه‌هایی طراحی می‌شود که برگرفته از متون، مدل‌ها و نظریه‌ها هستند.

به عنوان مثال به جای اینکه بپرسید چرا بیکاری وجود دارد؟ به کمک متون می‌توانید پرسش‌های علمی دقیقی بپرسید مثلا اینکه ویژگی‌های شخصیتی افراد چه تاثیری بر بیکار ماندن آنها دارند؟ و …

که این “و …” براساس اینکه از لنز چه رشته و چه موضوعی به مسئله اشتغال نگاه می‌کنید مشخص می‌شود.

در واقع فرق یک پژوهشگر با یک ناپژوهشگر در این است که پژوهشگر می‌تواند یک مسئله (وضعیت نامطلوب) را از لنز موضوعش علت‌یابی و کالبدشکافی کند ولی یک ناپژوهشگر این توانایی را ندارد.

چرا؟ چون ناپژوهشگر:

  • یا با ماهیت مسئله و فرایند شناسایی و بیان علمی مسئله در پژوهش ناآشناست
  • یا تسلط موضوعی ندارد و نمی‌تواند مثل یک متخصص وضعیت نامطلوب یا مسئله پژوهشش را علت‌یابی کند.

مسئله در پژوهش 

اصولا مسئله در پژوهش یک وضعیت نامطلوب است که به دلیل نبود دانش کاربردی به وجود آمده

و زمانی که می‌گوییم یک پژوهش به دلیل نبود دانش به وجود آمده،‌

منظور این نیست که در موضوعی که قصد پژوهش داریم دانشی وجود ندارد

یا قبلا پژوهشی انجام نشده.

منظور این است که دانشی که توسط پژوهش‌های پیشین تولید شده

نتوانسته‌اند در جامعه هدف آگاهی، دانایی یا توانایی ایجاد کند.

برای اسکلت‌بندی و بیان مسئله پژوهش باید پژوهش‌های پیشین را «تحلیل» کنید

به همین دلیل در هر پژوهش مرحله‌ مهمی داریم به نام بررسی پیشینه پژوهش.

یکی از کارکردهای بررسی پیشینه دقیقا همین است؛ که ثابت کنید پژوهش‌های پیشین که با پژوهش شما هم‌مسئله بوده‌اند (نه هم‌موضوع) نتوانسته‌اند دانشی تولید کنند که بتواند به پرسش مدنظر پژوهش شما پاسخ دهد و به همین دلیل مسئله روی زمین مانده.

و برای اینکار باید پژوهش‌های پیشین را از منظر موضوعی، روشی و بافتی را تحلیل و دسته‌بندی کنید (نه توصیف صرف پیشینه‌ها که بین دانشجویان و پژوهشگران مد است)

طوری که با استناد به آنها هم بتوانید شکاف دانشی که قرار است پژوهش شما آن را پر کند را مشخص کنید و هم نوآوری پژوهشتان را نمایش دهید.

آموزه‌های گام به گام در مقاله «گسست دانشی در پژوهش‌های مولد چگونه رصد می‌شود؟»

به اینکار می‌گویند رصد شکاف دانشی یا رصد گسست دانشی که در این مقاله قدم به قدمش را توضیح داده‌ام.

به عبارتی برای طرح علمی یک مسئله باید از پیش‌دانسته‌ها و گمانه‌های فردی پا فرا بگذارید و از نظر علمی ثابت کنید که مسئله‌ای وجود دارد

و ترجمه علمی عبارت “مسئله‌ای وجود دارد”‌ می‌شود پژوهش‌های پیشین نتوانسته‌اند برای مسئله‌ای مشخص دانش کاربردی تولید کنند.

به همین دلیل است که در پژوهش چیزی به اسم “موضوع تکراری” نداریم!
“عنوان تکراری” شاید اما “موضوع تکراری” هرگز.

یک موضوع می‌تواند توسط بی‌نهایت پژوهشگر در بی‌نهایت بافت، با روش‌های متنوع پژوهشی و برای فهم و حل مسائل گوناگون پژوهش شود.

و یک مسئله هم می‌تواند از لنز موضوع‌ها و رشته‌های مختلف بررسی و برای آن راه‌حل تولید شود.

بنابراین برای پاسخ به پرسشتان باید به این پرسش‌ها فکر کنید و پس از کسب دانشی موضوعی و بافتی به آنها پاسخ دهید:

  • منظورتان از مسئله اشتغال چیست؟
  • این مسئله کجا و چرا به وجود آمده و چه شواهدی وجود دارند که ثابت می‌کنند اصلا مسئله‌ای وجود دارد؟
  • و اینکه می‌خواهید از لنز چه موضوعی می‌خواهید به مسئله اشتغال بپردازید؟ و رشته مادر این موضوع چیست؟

 

 

 

 

دیدگاهی بگذارید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بیست − 19 =