مفهوم چارچوب، الگو و مدل در پژوهش

چارچوب، مدل و الگو چه تفاوتی با هم دارند؟

پاسخ:

چارچوب معادل framework است
و مدل و الگو معادل model.
بسته به اینکه در کدام بخش از پژوهشتان بخواهید آنها را بکار برید ممکن است مصادیق متنوعی داشته باشند

مفهوم مدل، الگو و چارچوب در شروع پژوهش (بخش مبانی)

مثلا در بخش اغازین پژوهش جایی که مدل مفهومی پژوهش باید ارائه شود
بسته به اینکه فونداسیون نظری پژوهشتان از کجا آمده باشد از اصطلاح مدل مفهومی یا چارچوب نظری استفاده می‌شود.
مدل مفهومی زمانی بکار می‌رود که فونداسیون نظری پژوهشتان را از دل متون و پژوهش‌های پیشین استخراج کرده‌ باشید.
چارچوب نظری زمانی بکار می‌رود که فونداسیون نظری پژوهشتان را روی نظریه یا مدل موجود گذاشته باشید.
اگر بخواهم ساده‌تر بگویم به طور کلی در هر پژوهش معمولا یک پرسش اصلی وجود دارد که دو بار پرسیده می‌شود:
یک‌بار از متون و پژوهش‌های پیشین که حاصلش می‌شود مدل مفهومی یا چارچوب نظری پژوهش.
یک‌بار از منبع داده (در مرحله data collection) یا فاز میدانی پژوهش که حاصلش می‌شود مدل، نظریه،‌ الگو و هر آنچه پژوهشگر به عنوان خروجی پژوهشش ارائه می‌دهد.

 

حالا چرا هر پژوهش باید چارچوب نظری یا مدل مفهومی داشته باشد؟

برای اینکه پژوهشگر بتواند پرسش پژوهشش را عمیق و همه بعدی از جامعه پژوهشش بپرسد باید یک مدل مفهومی یا چارچوب نظری داشته باشد
مدل مفهومی یا چارچوب نظری مشخص می‌کند:
  • قرار است این پرسش چطور از جامعه پژوهش یا منبع داده پرسیده شود؟
  • و این پرسش‌ها حول محور چه سازه‌ها و مولفه‌ها یا متغیرهایی طراحی شده‌اند؟ (اینها فونداسیون نظری ابزار پژوهش را تشکیل می‌دهند).
حالا اگر این مدل از دل متون و پژوهش‌ها استخراج شد اسمش می‌شود مدل مفهومی.
اگر پژوهشگر از نظریه یا مدلی که وجود دارد استفاده کرد اسمش می‌شود چارچوب نظری.

مفهوم مدل، الگو و چارچوب بعد از گردآوری و تحلیل داده‌ها

بعد از طراحی مدل یا چارچوب (که در بالا توصیف شد) حالا پژوهشگر وارد فاز میدانی پژوهش می‌شود یعنی می‌رود سراغ data collection و پرسشش را از جامعه هدف می‌پرسد منتها نه پرسش اصلی را،‌ پرسش‌های عملیاتی را می‌پرسد که حول محور سازه‌ها و متغیرها (مدل مفهومی یا چارچوب نظری) طراحی شده‌اند.
بعد از گردآوری داده،‌ داده‌ها را تحلیل و دسته‌بندی می‌کند و در نهایت یافته‌های پژوهشش را در قالب یک مدل یا نظریه ارائه می‌دهد که در پژوهش‌های مختلف این نوع خروجی‌ها را متفاوت صدا می‌زنند مثلا بعضی می‌گویند مدل مفهومی، بعضی می‌گویند الگوی مفهومی (معمولا در رشته‌های ریاضی،‌کامپیوتر، مهندسی صنایع و در پژوهش‌هایی که می‌خواهند فرایند و چندوچون یک کار را در قالب الگوریتم، برنامه، یا گام به گام عملیاتی نشان دهند).
فرق این مدل و چارچوب یا الگو که در انتهای پژوهش به دست می‌آید با آنچه در ابتدای پژوهش به دست آمد در این است که اولی از دل متون بیرون آمده ولی دومی از دل داده و بنابراین منعکس کننده بافت است و می‌تواند دانش از جنس آگاهی، دانایی یا توانایی تولید کند (البته در پژوهش‌هایی که درست طراحی و اجرا شده‌اند که من اسمش را گذاشته‌ام پژوهش مولد و ماندگار نه پژوهش‌های رفع‌تکلیفی که در دانشگاه‌ها انجام می‌شود).

مفهوم مدل، الگو و چارچوب در مرحله انتخاب روش و طراحی پروتکل پژوهش

واژه چارچوب و الگو یا مدل در بخش روش هم ممکن است استفاده شوند و آن زمانی است که می خواهید از مدلی مشخص برای پرسیدن و گردآوری داده پژوهشتان استفاده کنید. مثلا می‌خواهید از مدل روش‌شناسی آیزنهارت برای انجام یک مطالعه موردپژوهی اکتشافی استفاده کنید یا از مدل یین برای انجام مطالعه موردپژوهی توصیفی/کمی استفاده کنید. به عبارتی برای فاز عملیاتی یعنی طراحی یا design  و کار میدانی یا fieldwork یا data collection
در مرحله تحلیل داده هم از اصطلاح الگویابی یا pattern seeking‌ استفاده می‌شود که ماجرای آن فرق می‌کند.

کدام واژه را انتخاب کنید؟

اینکه کدام واژه مناسب‌تر است بسته به پرسش و رویکرد پژوهش شما دارد. مثلا اگر پژوهش شما در صدد فهم چیستی، چرایی یا چگونگی یک مفهوم است که می‌شود کیفی در انتهای کار می‌توانید داده‌های تحلیل و دسته‌بندی شده را در قالب مدل مفهومی یا نظریه ارائه دهید یا براینمایش چگونگی انجام کاری چارچوب مفهومی ارائه دهید. اما اگر کارتان کمی است می‌توانید نتایج را به صورت مدل مفهومی‌ای از روابط علی معلولی، یا الگوی الگوریتمی از معادلات و روابط نشان دهید.
پیشنهاد می‌کنم مطالب این بخش از پژوهشکار، این نوشته،‌این نوشنه و این نوشته را مطالعه بفرمایید.

دیدگاهی بگذارید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

20 + 13 =