پنج شنبه , آذر ۲ ۱۳۹۶
خانه / تولید پژوهش مولد و خریدنی / سه هنر و سه دانش موردنیاز برای خودتوانمندسازی پژوهشی

سه هنر و سه دانش موردنیاز برای خودتوانمندسازی پژوهشی

برای تولید پژوهش مولد باید خوب پرسیدن و رصد پرسش های خوب و با ارزش را آموخت؛ دانستن روش تحقیق کافی نیست.

پژوهش یعنی:

ملزومات پژوهش مولد

درباره چرایی نیاز به خودتوانمندسازی پژوهشی در نوشته اخیر با عنوان «علاقه‌کشی: در پشت صحنه بی‌اخلاقی‌های پژوهشهای دانشگاهی» مطالبی ارائه شد که با دیدگاههای ارزشمند پژوهش‌دوستان تکمیل گردید. این نوشته با هدف توضیح چگونگی خودتوانمندسازی پژوهشی یا چگونگی «شروع کردن از خود» نگاشته شده است. در ادامه چگونگی توسعه سه توانمندی اصلی موردنیاز برای تولید پژوهشهای مولد و ماندگار ارائه شده است.

هنر خوب پرسیدن؛ دانش روش‌شناختی

برای خوب پرسیدن باید شیوه‌‌های متنوع پرسیدن را بدانیم و بتوانیم نوع مناسب و موثر آنها را برای پژوهش خود انتخاب و استفاده کنیم. این نیازمند دانش روش‌شناختی است آن هم در سه سطح: عمومی، تخصصی و عملی.

دانش روش‌شناختی عمومی از طریق مطالعه متون روش تحقیق مانند کتاب‌‌های روش تحقیق به دست می‌آید.

دانش روش‌شناختی تخصصی از طریق مطالعه منابع تخصصی روش تحقیق در رشته‌های مختلف علوم به دست می‌آید. این دانش از دو منبع عمده به دست می‌آید: ۱) مطالعه تحلیلی و عمیق مقالات و پژوهش‌هایی که مشخصا از روشی که مدنظر پژوهشگر است، استفاده کرده‌اند مانند مقالات مندرج در نشریات تخصصی روش‌های کمی، کیفی، یا ترکیبی؛ ۲) مطالعه کتاب‌های روش تحقیق در حوزه موضوعی مدنظر (مانند روش تحقیق در کتابداری، مدیریت، پزشکی و غیره) و مطالعه نشریه‌های تخصصی که تمرکز آنها بر نشر مقالاتی است که مشخصا سهمی در تولید دانش روش‌شناختی حوزه موضوعی مدنظر ما دارند مانند نشریه Library and Information Science Research که مشخصا به نشر مقالاتی می‌پردازد که در حوزه‌ شیوه‌های پژوهش علم اطلاعات و دانش‌شناسی حرفی نو برای گفتن دارند.

دانش روش‌شناختی عملی از طریق مطالعه بخش‌ روش تحقیق پژوهش‌هایی به دست می‌آید که عملا از روشی خاص در پژوهشی با موضوع مشابه یا نزدیک به پژوهش ما استفاده کرده‌اند. به عنوان مثال اگر پژوهشگری تمایل دارد از روش‌ موردپژوهی یا اقدام‌پژوهی در حوزه سواد اطلاعاتی استفاده کند،‌ باید به مطالعه تحلیلی و عمیق پژوهش‌های سواد اطلاعاتی بپردازد که از این روش‌ها در پژوهش خود استفاده کرده‌اند. بدین منظور لازم است تا پژوهشگر سیاهه‌ای از نشریات و پایگاه‌های اطلاعاتی معتبر را بیابد و مقالات مرتبط با روش خود را از آنها استخراج و از منظر روش‌شناختی مطالعه و تحلیل نماید.

هنر رصد یک پرسش خوب؛ دانش موضوعی

برای رصد یک پرسش خوب باید درک جامع و عمیقی از ابعاد مختلف موضوع پژوهش موردنظر داشت، یعنی باید بدانیم که اصولا درباره موضوع مدنظر «چه چیزی می‌توان پرسید؟». این یعنی حرکت به ورای دانش محدود و پیش‌فرض‌های ذهنی که پژوهشگر درباره موضوع در ابتدای پژوهش دارد. این مستلزم برخورداری از دانش موضوعی است که از طریق مطالعه جامع و عمیق مبانی نظری و پیشینه پژوهش به دست می‌‌آید و خود مشتمل بر دانش چیستی، چرایی و چگونگی پدیده‌هاست. تنها در صورت برخورداری عمیق از دانش موضوعی است که پژوهشگر می‌تواند ابعاد بکر موضوعی – حتی به زعم برخی از پژوهشگران «کهنه» – را کشف کند، پا را از کلی‌گویی فراتر بگذارد و پرسشی خوب رصد کند که برای خواننده و مخاطب آن جذاب است. شیوه کسب این دانش در مقاله «گسست دانشی در پژوهش‌های مولد چگونه رصد می‌شود؟» به همراه مثال‌هایی در حوزه پژوهش سواد اطلاعاتی به تفصیل آمده است.

هنر طرح پرسشی که ارزش پرسیده شدن دارد؛ دانش بافتی

برای رصد و طرح پرسشی که ارزش پرسیده شدن دارد باید شناخت عمیقی از بافت پژوهش و جامعه هدف داشت. یعنی باید جامعه، سازمان، صنف یا ارگانی که بناست پژوهش برای طرح و یا حل مسائل آنها ارائه شود را بشناسیم و براساس این شناخت مشخص کنیم که چه بعد یا ابعادی از موضوع (به دست آمده از دانش موضوعی) در بافت مدنظر ارزش پژوهیدن دارند؛ یعنی پرداختن به آنها منفعتی برای جامعه هدف به ارمغان می‌آورد،‌ وضعیتی را بهبود می‌بخشد و یا از ضرر و زیانی جلوگیری می‌کند. دانش بافتی معمولا از طریق مطالعه منابع و اسناد سازمانی،‌ مشاهده و تحلیل بافت پژوهش – به صورت حضوری و یا مراجعه به سایت – و تحقیق و تفحص درباره جامعه موردپژوهش و فهم دغدغه‌ها، آرمانها و اولویت‌های آنها به‌دست می‌آید.

بنابراین طراحی یک پژوهش مولد نیازمند سه نوع دانش روش‌شناختی، موضوعی و بافتی است که داشتن هر یک – به ترتیب – سه هنر خوب پرسیدن، رصد یک پرسش خوب، و طرح پرسشی که ارزش پرسیدن دارد را در پژوهشگر ایجاد می‌کنند. به عبارتی:

– دانش روش‌شناختی به پژوهشگر می‌گوید: چگونه می‌توان پرسید؟ و هنر خوب پرسیدن را در پژوهشگر پرورش می‌دهد.

– دانش موضوعی به پژوهشگر می‌گوید: چه می‌توان پرسید؟  و هنر رصد یک پرسش خوب را در پژوهشگر پرورش می‌دهد.

– دانش بافتی به پژوهشگر می‌گوید: چه چیزی ارزش پرسیدن دارد؟  و هنر طرح یرسشی که ارزش پرسیدن دارد را در پژوهشگر پرورش می‌دهد.

ضعف در هر یک از این حوزه‌ها، برد و تاثیرگذاری پژوهش را – به لحاظ کاربردپذیری و نشر – به شدت کاهش می‌دهد. کسب سه دانش و پرورش سه هنر یاد شده نیازمند ممارست و مطالعه دقیق و عمیق تحلیلی است و شرط ورزیده شدن در این حوزه‌ها هم مستلزم برخورداری از ذهنیت «یادگیری تمام عمر» و پشتکار است. قطعا ورزیده شدن در این حوزه‌ها، لذت پژوهش و حس مفید بودن و رضایت از خویشتن را در پژوهشگر ایجاد می‌کند که خود ثمره طراحی و تولید پژوهش‌های مولد و ماندگاری است که سلامتی،‌ رفاه و شادی بیشتری برای همنوعانمان به ارمغان می‌آورند. امید که این نوشته توانسته باشد «آهان» کوچکی در زمینه یادگیری چگونگی یادگیری پژوهش مولد در شما ایجاد نماید.

استناد

نظری، مریم (۱۳۹۳، ۱۹ آبان). سه هنر و سه دانش موردنیاز برای خودتوانمندسازی پژوهشی. بازیابی شده از وب‌سایت http://maryamnazari.com.

4 دیدگاه

  1. فیروزه دوخانی

    سلام خانم دکتر
    ممنون از نوشته خوبتون. شما در این نوشته حرف دل ما دانشجویان را زدید. تا کنون در هیچ کلاس روش تحقیقی درباره پژوهش اینگونه بحث و نظر نشده بود، و به موارد اشاره شده کمتر پرداخته شده.
    به هرحال ممنون از لطفتوت که تجربیات گرانبهاتون رو در اختیار ما دانشجوها میگذارید
    با سپاس فراوان

  2. سلام و خسته نباشید و خدا قوت

    احسنت و افرین بر چنین اساتید با تجربه و با سواد و دلسوزی که فراتر از زکوه علم عمل نموده. من با لسان ملت پژوهشگر از شما تشکر میکنم و ارزوی عمری بابرکت و پر ازسلامت برای شما دارم

    ممنون و خدا قوت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

20 − 2 =