the Generative Research™ Framework
چارچوب پژوهش مولد یک مدل 9-سازهای است
که ساختار یک مکتب جدید فکری برای تولید دانش نو و کاربردی
و زیرساخت نظری سیستم پرورش پژوهشگران مرجع و مستقل را تشریح میکند.
مهم نیست چقدر روش تحقیق بلدید یا در چند دوره یا کارگاه روش تحقیق شرکت کردهاید.
با دانستن روش تحقیق، پژوهش شما مولد و تاثیرگذار نمیشود یعنی دانش نو و کاربردی تولید نمیکند.
چون دانستن روش تحقیق مثل داشتن یک جعبه ابزار است که تا کار کردن با آن را بلد نباشید، هر قدر لوکس و پر مایه، برایتان کاری از پیش نمیبرد.
و مهم نیست فهرست منابع پایاننامه یا مقاله شما چقدر طولانی است یا بخش مبانی نظری شما چند صفحه است.
تنها زمانی پژوهش شما حرفی نو برای گفتن دارد، سریع از نشریات پذیرش میگیرد، و برایتان فرصتهای عالی شغلی خلق میکند که بدانید:
- چطور پژوهشتان را حول محور پرسشی بکر و باارزش طراحی کنید
- و چطور این پرسش را با روشی بپژوهید که دانش نو و کاربردی (و البته معتبر) تولید کند.
و این زمانی ممکن است که به موضوع، روش و بافت پژوهشتان مسلط باشید و قانون معروف 80/20 را در پژوهشتان رعایت کنید.
- یعنی بدانید درباره موضوع پژوهشتان چه پرسش بکری بپرسید که دغدغه جامعه یا حرفه و رشته مدنظرتان باشد یعنی حاضر باشند آن را بخوانند، بخرند و از نتایج آن استفاده کنند.
- و اینکه بدانید این پرسش را با چه روشی و از چه کسی یا چه منبعی بپرسید که بیشترین، عمیقترین و کاربردیترین پاسخها را در اختیار شما قرار دهند چون در این صورت است که پژوهش شما دانش نو و کاربردی تولید میکند.
به عبارتی باید
خوب پرسیدنِ پرسشهای خوب و باارزش
را بلد باشید و برای اینکار باید به سه نوع دانش مجهز شوید

دانش موضوعی
میگوید درباره موضوع پژوهشتان چه میتوانید بپرسید.
تا ندانید موضوع پژوهشتان چه ابعاد و مولفهها، و چه قابلیتها و کارکردهایی دارد و به فهم و حل چه مسائلی کمک میکند، نمیتوانید پرسش جذاب و درستی در آن حوزه بپرسید و از آن موضوع برای فهم و حل مسئله پژوهشتان استفاده کنید.
دانش روششناختی
میگوید در موضوع مدنظرتان چه روشهایی برای پرسیدن یا پژوهیدن وجود دارند، هر روش قابلیت تولید چه نوع دانشی را دارد و چطور کار میکند.
تا زمانی که این دانش را نداشته باشید نمیتوانید پرسش پژوهشتان را با روش درستی بپرسید و در نتیجه پژوهشتان دانش نو و کاربردی تولید نمیکند.
دانش بافتی
میگوید در بافت مدنظرتان چه پرسشی ارزش پژوهیدن دارد؟ و این پرسش را باید با چه روشی بپرسید تا دانش نو و کاربردی دستگیرتان شود.
تا زمانی که بافت پژوهشتان را نشناسید نمیتوانید پرسشهایی بپرسید که دغدغه جامعه هدفتان هستند و این پرسشها را طوری نمیپرسید که داده موردنیاز را در اختیارتان بگذارند.

آنچه در سطرهای بالا آمد ثمره بیش از ۱۵ سال:
سرک کشیدنهای من به پشت صحنه پژوهشهای مولدی است که در معتبرترین نشریات و توسط برترین پژوهشگران منتشر شدهاند
و حاصل آهانهای بزرگی است که موقع کالبدشکافی این پژوهشها و کوچینگ صدها پژوهش دانشگاهی و صنعتی به آنها رسیدهام.
برآیند این تجزیه تحلیلها عینکی شد برایم به نام عینک درستپژوهی.
با این عینک صدها پژوهش را کالبدشکافی کردم و دریافتم:
- پژوهشهای مولد و تاثیرگذار چه ملاحظاتی را رعایت میکنند که مولد و تاثیرگذار میشوند.
- و چرا اغلب پژوهشها، به ویژه در ایران، مولد نمیشوند و بیکاربرد میمانند.
از سرجمع دریافتهایم از این تحلیلها، فهمیدم مشکل چیست و با تکیه بر تخصصم که
سواد اطلاعاتی (راهبلدی) یا «یادگیری چگونگی یادگیری» است،
راهحلی کاربردی برای مولدسازی پژوهشها ارائه کردم
تا خانواده تحقیق و توسعه – شامل اساتید، دانشجویان، داوران، و سیاستگذاران پژوهش – بتوانند از این راهحل برای تولید پژوهشهای مولد استفاده کنند.
این راهحل را در قالب نه سازه طراحی کردم
و نامش را گذاشتم «نه سازه توانمندساز»
که در صورت اجرای صحیح، مولد و آیندهدار شدن پژوهش و پژوهشگر
را تضمین و تاثیر و رفاه ماندگار خلق میکنند:
سه سازه اول: عشق، مد، چشمانداز
سه سازه دوم: موضوع، روش، بافت
سه سازه سوم: پیشینه، پروژه، پدیده
عشق، مد، چشمانداز
اما علاقه کافی نیست باید برای آن بازار و مشتری منتظری هم وجود داشته باشد fashion
برای اینکه بتوانید با انگیزه و اشتیاق پایدار آن را انجام دهید باید چشمانداز کشانندهای داشته باشد ambition
تصویری از دستاورد و تاثیر پژوهش؛ تغییر مثبتی که میتواند بیافریند تا هر روز به عشق آن کار را ادامه دهید.
موضوع، روش، بافت
به شما کمک میکنند به موضوع، روش و بافت پژوهشتان مسلط شوید
و از آنها برای هدایت و تهیه محتوای موردنیاز در سه مرحله طراحی، اجرا و ارائه پژوهشتان استفاده کنید.
اگر به آموزههای این سه سازه به دقت گوش کنید، به مرور که در پژوهشتان پیش میروید برند پژوهشیتان ساخته میشود یعنی در حوزه پژوهشتان به فرد شناخته شدهای تبدیل میشوید.
پیشینه، پروژه، پدیده
این سه سازه، که حاصل بزرگترین آهانهای من از پژوهش هستند، فوت تولید دانش نو و کاربردی را به شما نشان میدهند.
اینکه برای گردآوری داده پژوهش و پاسخ به مسئله پژوهش
- چی بپرس
- از کی یا از چه منبعی بپرس
- و چطوری بپرس
که کاملترین و غنیترین داده را در اختیار شما قرار بدهد.
این نه سازه در واقع پاسخی هستند به چالش ناکارآمدی سیستم آموزشی
و راهحلی برای پرورش متخصصانی که میتوانند صنعت، هنر، تجارت را متحول کنند
و در ارتقای کیفیت زندگی خود و جهان پیرامونشان سهیم شوند.
چرایی ناکارآمدی سیستم آموزشِ پژوهش و راهحل پژوهش مولد
از مهمترین دلایل این ناکارمدی، ترجمهای بودن متون روش تحقیق و کاربردی نبودن این متون برای تولید پژوهشِ مولد و آیندهدار است.
رویکرد آموزشیای که این متون دنبال میکنند رویکرد پژوهش برای پژوهش است نه پژوهش برای فهم و حل مسائل واقعی و تولید دانش کاربردی.
به عبارتی شاید بتوان با متون و کلاسهای روش تحقیق، پایاننامهای انجام داد، مدرکی گرفت و یکی دو مقاله چاپ کرد
اما قطعا نمیشود در یک لاین مطالعاتی برند و مرجع شد.
در کتاب پژوهش مولد و ماندگار، این نه سازه و نقش آنها در طراحی و اجرای صحیح پژوهش مولد و آیندهدار به زبانی بسیار ساده و با درنظرگرفتن ضعفهای موجود در سیستم آموزشی ارائه شدهاند.
کتاب پژوهش مولد و ماندگار، رویکرد خودتوانمندسازی یا ماهیگیری که در واقع راهبلد شدن است را برای خروج از این وضعیت ارائه میکند و نقشه گنج به دست میدهد به خانواده تحقیق و توسعه، برای اینکه هر عضو این خانواده در هر نقشی بتواند بدون معطلی برای فیکس شدن سیستم آموزشی، در تولید پژوهشهای مولد و آیندهدار سهیم شود.
کیمیاگران پژوهش، علاوه بر کتاب، سیستم جامع آموزشی برای طراحی، اجرا و ارائه پژوهش مولد و سلبریتی شدن در آکادمیا، در هر رشته و زمینه موضوعی را در اختیار میگذارد.