Take a fresh look at your lifestyle.

قدم به قدم تولید مدل بافتی سواد اطلاعاتی

همانگونه که پیش تر اشاره شد بسته به نوع فعالیت، اولویت ها و دغدغه های افراد و سازمان ها نیازهای اطلاعاتی آنها متنوع و متفاوت است و به همین دلیل هم برای تامین نیازهایشان لازم است سراغ منابع خاصی بروند و رفتار اطلاعاتی خاصی را در پیش بگیرند. به عنوان مثال مادری که تازه فرزندش به دنیا آمده ممکن است به اطلاعاتی درباره چگونگی فهمیدن زبان گریه کودک بداند یا بداند چگونه با چالش های مختلفی که نوزاد در شش ماهه اول زندگیش تجربه می کند مانند نفخ، دندان در آوردن و …. رفتار کند. احتمالا دانش مادران با تجربه، وب سایت های تخصصی، منابع منتشر شده توسط مراکز مراقبت از کودک و … مناسب ترین منابع برای تامین نیازهای او هستند. او برای تشخیص نیازش و برای دستیابی و استفاده موثر از منابع مناسب اطلاعات به توانمندی هایی نیاز دارد که با نیازها و توانمندی های موردنیاز مدیر یک شرکت خودروسازی کاملا متفاوتند.

به همین دلیل اگر قصد دارید برای گروه، صنف، سازمان، رشته یا حرفه خاصی سواد اطلاعاتی تجویز کنید لازم است تا:

  • ابتدا جنس فعالیت ها، نیازها و اولویت های آنها را شناسایی کنید
  • براساس این شناخت منابع مناسب برای تامین نیازهایشان را شناسایی نمایید
  • و براساس این دو مشخص کنید که گروه هدف شما برای اینکه بتوانند تشخیص و تامین نیازهایشان با مناسب ترین منابع به چه دانش و مهارت هایی نیاز دارند.

اگر قصد دارید عمیق نیازها را شناسایی کنید و منابع و مسیری را برای تامین این نیازها ارائه کنید که کاربردی و شدنی باشند بهترین روش، روش بافتی مشارکتی است. در این روش تمرکز اصلی بر دانش و تجربه های زیسته افراد در محیطهای واقعی است. به شرط اینکه پرسشهای خوب از گروه هدفتان بپرسید و این پرسشها را با روش موثری که در ادامه توضیح داده شده مطرح کنید می توانید نیازهای واقعی آنها را شناسایی کنید و مدل سواد اطلاعاتی طراحی کنید که دقیقا پاسخگوی نیاز گروه هدف است چون برگرفته از چالشها، نیازها و پیشنهادهای واقعی است که آنها در محیط واقعی کار یا زندگی خود به شما عرضه کرده اند.

در ادامه این رویکرد و شیوه اجرای آن به صورت قدم به قدم تشریح شده اند. امیدوارم آن را مفید بیابید و با توسعه مدلهای بومی سواد اطلاعاتی به توسعه جامعه دانشی و شهروندان دانش ورز کمک نمایید.

درباره رویکرد بافتی – مشارکتی 

روش معرفی شده در این نوشته برگرفته از دستاوردهای پژوهش دکتری نگارنده است که رویکردی بافتی – مشارکتی را برای متناسب‌سازی سواد اطلاعاتی با نیازهای تعلیم و تربیت رشته جی آی اس (GIS) در محیطهای یادگیری الکترونیکی از راه دور (Online Distance Learning) رائه داده است و با درنظر گرفتن چند بافت در هم تنیده یعنی رشته تحصیلی، محیط آموزشی، برنامه‌های تحصیلی، درسها، پروژه‌های دانشجویی و … طراحی شده‌ است. این روش – به دلیل ملاحظات خاصی که در طراحی و اجرای آن در نظر گرفته شده – در بافتهای مختلف – اعم از آموزشی، محیط کار، صنعت و … – قابل استفاده است (Nazari, 2012). دستاورد این پژوهش، علاوه بر طراحی رشته‌های جدید تحصیلی با محوریت سواد اطلاعاتی و هدایت چندین پژوهش بافتی سواد اطلاعاتی در کشور، به عنوان چارچوب روش‌شناسی برای ایجاد زیرساختهای داده‌های فضایی/چندبعدی کاربر-مدار (user-centric Spatial Data Infrastructures) با هدف توسعه سواد اطلاعات جغرافیایی-فضایی در کاربرانی با سطوح توانمندی متفاوت استفاده شده است (Kleijn et al., 2013, p.6).

مدل بافتی سواد اطلاعاتی با مشارکت جامعه هدف ساخته می شود؛ پژوهشگر یک کاتالیزور است که مصاحبه شونده را تشویق می کند درباره تجربه اش از کار با اطلاعات سخن بگوید

www.slideshare.netدر رویکرد بافتی – مشارکتی، جامعه پژوهش و پژوهشگر تقریبا به یک اندازه در تولید مدل نهایی سهم دارند. مدل نهایی حاصل تعامل و مشارکت نزدیک این دو در بافتی مشخص است. پژوهشگر با درگیر ساختن جامعه پژوهش در فعالیتی مشخص – که جزو فعالیتهای روزانه آنهاست – و طرح پرسشهایی که حول محور توانمندیهای سواد اطلاعاتی طراحی شده‌اند، جامعه پژوهش را به کنکاش عمیق‌ترین – و گاها پنهانی‌ترین – تجربه‌های خود از سواد اطلاعاتی دعوت می‌کند، بدون اینکه مستقیما چیزی درباره سواد اطلاعاتی به آنها بگوید.

چیستی، چرایی و چگونگی سواد اطلاعاتی را عمیقا درک کنید

برای بکارگیری موفق این رویکرد، پژوهشگر باید دانش موضوعی عمیقی از پدیده موردمطالعه (سواد اطلاعاتی) داشته باشد و جامعه پژوهش خود را به خوبی بشناسد، تا بتواند دانش موضوعی خود را به زبان آنها ترجمه کند و بلافاصله هر پاسخ دریافتی را به دانش موضوعی سواد اطلاعاتی ترجمه و تفسیر کند. تنها در این صورت است که می‌توان از مشارکت صددرصد جامعه پژوهش در ساخت مدلهای بافتی سواد اطلاعاتی بهره جست. در غیراینصورت به احتمال زیاد پژوهشگر قطعات پازل سواد اطلاعاتی را نخواهد دید یا در مدلسازی آنها مشکل پیدا خواهد کرد؛ چون تجربه‌های زیسته افراد و جنس دانشی که در اختیار قرار می‌دهند با زبان کلاسیک/کتابی سواد اطلاعاتی – آنچه در کتاب، کلاس و مقاله ارائه می‌شود – متفاوت است. برای تولید دانش کاربردی و تاثیرگذار باید به هر دو زبان مسلط بود و شیوه ترجمه و تفسیر آنها به یکدیگر را آموخت.

پرسشتان را با تمرکز بر تجربه فرد و کار روزانه او شروع کنید نه سواد اطلاعاتی

در این روش به جای تکیه بر نظرات و تجربیات افراد درباره سواد اطلاعاتی – که معمولا متاثر از دانش کلاسیک و کتابی آنهاست – تمرکز پژوهش بر فعالیتهای افراد و تجربه‌های زیسته آنها از سواد اطلاعاتی در بافت این فعالیتهاست، بدون اینکه عبارت سواد اطلاعاتی مستقیما از جامعه پژوهش پرسیده شود. چرا که در صورت عرضه مستقیم پدیده (سواد اطلاعاتی) به جامعه پژوهش، شانس تداخل دانش کتابی آنها با تجارب زیسته‌‌شان درباره پدیده موردنظر به وجود می‌آید و این از قوت و دقت یافته‌ها می‌کاهد. به عنوان مثال اگر هدف پژوهش مطالعه سواد اطلاعاتی در مدارس است و جامعه موردنظر ما معلمان هستند، از معلم می‌خواهیم تا راجع به تجربه تدریس خود در یک درس مشخص،‌ تکالیف درسی دانش‌آموزان، چگونگی ارزیابی دانش‌آموزان و چگونگی حمایت آموزشی آنها برای یادگیری درس موردنظر و انجام تکالیف برای ما سخن بگوید و جزئیات تجربه خود در این زمینه را بیان کند.

طوری پرسش هایتان را بپرسید که در نهایت بتوانید به سه پرسش چیستی، چرایی و چگونگی سواد اطلاعاتی در بافت موردنظر پاسخ دهید

سپس در بافت هر فعالیت، از او می‌خواهیم تا درباره موارد زیر تجربه‌های زیسته خود را با ما به اشتراک گذارد:

  • توانمندیهای مختلف سواد اطلاعاتی: با تمرکز بر هر توانمندی، مانند تشخیص نیاز اطلاعاتی، دسترسی به اطلاعات موردنیاز، ارزیابی اطلاعات و …؛
  • چگونگی توسعه این توانمندیها؛
  • چالشهای پیش‌روی و رویکردهای پیشنهادی برای غلبه بر این چالشها.

از میان این سه، مورد اول به فهم مفهوم و چرایی سواد اطلاعاتی و دو مورد بعد، به فهم چگونگی آموزش و ترویج سواد اطلاعاتی – با درنظرگرفتن شرایط و مقتضیات خاص بافت موردنظر – کمک می‌کنند. به این ترتیب چیستی و چرایی سواد اطلاعاتی و چگونگی آموزش و ترویج آن بر اساس واقعیت مدلسازی می‌شوند.

به هیچ وجه مستقیم درباره سواد اطلاعاتی سوال نپرسید

عدم طرح عبارت/موضوع سواد اطلاعاتی، وجه تمایز رویکرد بافتی نگارنده با سایر رویکردهای بافتی ارائه شده توسط دیگر محققان در جهان است. در پژوهشهای کیفی سواد اطلاعاتی در سطح بین‌الملل – مانند پژوهشهای خانمها کریستین بروس، آنا لوید، و شیلا وبر – که با روشهای پدیدارشناختی و گراندد تئوری انجام شده‌اند، سواد اطلاعاتی «مستقیما» به جامعه پژوهش عرضه می‌شود و از آنها خواسته می‌شود تا درباره درک و تجربه خود از «سواد اطلاعاتی» در بافت فعالیتهای خود سخن بگویند. به دلیل تداخل دانش کتابی جامعه پژوهش، واقعیت سواد اطلاعاتی در بافت موردنظر قابل رصد نیست و یافته‌های پژوهش برای فهم و متناسب‌سازی سواد اطلاعاتی با نیازهای واقعی کمتر کارآیی دارند.

فعالیت های مصاحبه شونده را عمیق تر بشناسید سپس در دل فعالیت، او را درگیر مفهوم و کارکردهای سواد اطلاعاتی نمایید

برای مدلسازی سواد اطلاعاتی در بافت، از جامعه پژوهش خواسته می‌شود تا در بافت فعالیتی مشخصدرباره تجارب زیسته سواد اطلاعاتی خود صحبت کنند. از آنها خواسته می‌شود تا ابتدا فعالیت موردنظر را با جزئیات تشریح کنند، سپس در بافت هر قسمت از فعالیت، درباره تجربه اطلاعاتی خود سخن بگویند. مثلا اگر کارکنان شرکت نفت مدنظر هستند، از آنها خواسته می‌شود تا جزئیاتی درباره کار و فعالیت روزانه یا پروژه در دست انجام خود بیان کنند، سپس در بافت هر بخش از فعالیت از آنها خواسته می‌شود به پرسشهای زیر پاسخ دهند. اینکه:

  1. برای انجام فعالیت موردنظر به چه اطلاعاتی نیاز دارند؟
  2. این اطلاعات را از چه منابعی به دست می‌آورند؟
  3. مناسب و معتبر بودن این منابع برای فعالیت موردنظر را چگونه تشخیص می‌دهند؟
  4. چگونه از این منابع برای انجام فعالیت موردنظر استفاده می‌کنند؟
  5. پس از استفاده از منابع اطلاعات، آموخته‌های خود را چگونه با دیگران به اشتراک می‌گذارند؟
  6. آیا در هر یک از حوزه‌های فوق آموزشهایی دریافت می‌کنند یا از منابع خاصی برای یادگیری چگونگی انجام آنها استفاده می‌کنند؟
  7. در هریک از موارد فوق با چه چالشهایی روبرو هستند و چگونه بر این چالشها غلبه می‌کنند (یا چه راهکارهایی را برای غلبه بر چالشها پیشنهاد می‌کنند؟)

پرسشهای ۱ تا ۵ بر تجربه زیسته افراد از سواد اطلاعاتی تمرکز دارند؛ پرسش ۶ بر چگونگی توسعه توانمندیهای سواد اطلاعاتی توسط جامعه پژوهش و منابع مورداستفاده در این زمینه تمرکز دارند، و پرسش آخر بر چالشهایی تمرکز دارد که جامعه پژوهش در هر حوزه از توانمندی سواد اطلاعاتی با آنها مواجه است و راهکارهایی که برای غلبه بر این چالشها در پیش می‌گیرد و یا پیشنهاد می‌دهد.

پاسخ ها را به سواد اطلاعاتی ترجمه کنید 

با توجه به ماهیت کیفی پرسشهای مطرح شده، لازم است تا پاسخهای به دست آمده به هر پرسش – با استفاده از روشهای تحلیل کیفی – کدگذاری و تم‌بندی یا دسته‌بندی مفهومی شوند. هر تم (theme) یا دسته می‌تواند به یک قطعه از پازل سواد اطلاعاتی (شامل نیاز اطلاعاتی،  منابع اطلاعات موردنیاز، رفتار اطلاعاتی) اختصاص داده شود. مثلا:

  • تم اول؛ انواع نیاز اطلاعاتی
  • تم دوم؛ منابع اطلاعاتی موردنیاز برای تامین هر نوع نیاز اطلاعاتی
  • تم سوم؛ تشخیص نیاز اطلاعاتی یا عواملی که نیاز اطلاعاتی را برانگیخته می‌کنند
  • تم چهارم؛ شیوه(های) جایابی منابع اطلاعات موردنیاز (به تفکیک نوع منبع)
  • تم پنجم؛ شیوه(های) ارزیابی منابع اطلاعات موردنیاز (به تفکیک نوع منبع)
  • تم ششم؛ شیوه(های) مدیریت و بهره‌گیری از منابع اطلاعات موردنیاز (به تفکیک نوع منبع)
  • تم هفتم؛ چالشها و راهکارهای مربوط به هر حوزه از سواد اطلاعاتی (مثلا چالشهای مربوط به تشخیص نیاز اطلاعاتی، دسترسی به اطلاعات، ارزیابی اطلاعات و ملزومات موردنیاز برای عملکرد موثر در هر حوزه)

چیستی، چرایی و چگونگی سواد اطلاعاتی را در بافت مدنظرتان بازمفهوم سازی کنید

با توجه به ماهیت بافتی فرایند پژوهش، تحلیل و مدلسازی نهایی یافته‌های پژوهش در بافت موردمطالعه انجام می‌شوند. یعنی چیستی و چرایی سواد اطلاعاتی با درنظرگرفتن شرایط و ویژگیهای خاص جامعه و بافت پژوهش تشریح می‌شوند و چگونگی آموزش یا پیاده‌سازی سواد اطلاعاتی متناسب با مقتضیات و مناسبات خاص بافت موردنظر پیشنهاد می‌‌گردد.

مدلسازی سواد اطلاعاتی در بافت

مدل بافتی سواد اطلاعاتی شما به چه درد می خورد؟

خروجی نهایی چنین مطالعاتی، میکرومدلهایی هستند از چیستی، چرایی و چگونگی سواد اطلاعاتی؛ آنگونه که در کشور تجربه می‌شوند و آنگونه که نیاز است تجربه شوند. این میکرومدلها دو کاربرد عمده دارند:

  • دانش موردنیاز برای برای تولید بسته‌های سواد اطلاعاتی در بافت بومی ارائه می‌دهند که با نیازهای افراد و سازمانها تناسب دارند و به همین دلیل توسعه اجتماعات، صنفها و سازمانهای باسواد اطلاعاتی را تغذیه می‌کنند. سرجمع میکرومدلهای تولید شده در هر بافت – مثلا هر صنف یا صنعت که از نظر کاری و هدفی با هم سنخیت دارند – بستر موردنیاز برای تولید بسته‌های سواد اطلاعاتی برای آن بافت را فراهم می‌آورند.
  • بینش و دانش موردنیاز برای سیاستگذاری و برنامه‌ریزی برنامه‌های سواد اطلاعاتی را در اختیار دست‌اندرکاران امر قرار می‌دهند و امکان برنامه‌ریزی و سیاستگذاری واقع‌گرایانه – با درنظرگرفتن شرایط موجود – را در سطوح مختلف سازمانی، فراسازمانی و ملی فراهم می‌آورند.

تولید میکرومدلهای بافتی سواد اطلاعاتی و متناسب‌سازی مدلهای  غیربومی با نیازهای افراد و سازمانها یکی از راههایی است که می‌تواند ما را از حلقه بسته پژوهشهای رفع‌تکلیفی بی‌کاربرد نجات دهد.

دیدگاهی بگذارید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

11 − چهار =